تبليغاتX
گل یاس
گل یاس
همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی اون وهمیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم اون
vv44

|+| نوشته شده توسط گل یاس در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 19:8 |
گل رز زیبا
|+| نوشته شده توسط گل یاس در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:30 |
جستجوی عشق
جستجوی عشق

اگر میدانستم ژاله های چشمانم بستر غمت را  می شوید تا شادی و امید را بدان

بازگرداندُوجودم را دریایی از اشک می کردم تا شوره زار نفرتت از من نیز به دشتی

از محبت تبدیل شود ودستانم را که راکه پر از نهال عاطفه هاست و از آن می نشاندم

شاید رویش عشق را بنگری که به بلندای ابدیت وپایان ناپذیر است می دانم  

نمی دانی نیلوفر عشق تو بود که برکه ی عمرم را رنگین کرد وسوختنم را تداوم 

بخشید تا رها از هر تعلقی  فقط و فقط  در اندیشه ی تو باشم.

می خواهم   کوله بار غم را از شانه های خسته ات بردارم حتی اگر به وسعت

آسمانها باشد چرا که زنگی لحظه لحظه اش زیباست و می توان در آن بذر عشق

پاشید وبا حاصلش که شکوفه های سپید امید است نیکو زیست.

وهیهات از آن روزی که تو نباشی ُاگر نباشی اگر بمیری من نیز می میرم.

هنگامی که قطره های باران تیرگیهای دل را می شوید و به جان صفا می بخشد

من در جستجوی لبخندی هستم که طراوت لحظه هایم را به من بازگرداند و با

من همراه شود...........

 

|+| نوشته شده توسط گل یاس در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:47 |
       تقدیم به امید آسمانها........ 

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش به من شوق زیستن داد.او که دیدگانش به فروغ خداوندی شبیه است ومظلومیت نگاهش به زیبایی نجابت خورشید.باز هم از تو می گویم.تو که درپاییز هزار رنگ راهبرم بودی.تو که در اوج مهربانی پناه قلب خسته وتب آلودم بودی.تو که فانوس به دست راهم را نشان دادی مرا با نم باران و خورشید عشق آتشی دادی.باز هم از تو می نویسم،تو که یادآور شکوه  مهرومحبتی.از تو می نویسم،چرا که تمام کلمه های نانوشته ی مرا تو نخوانده می دانی.نگو که اقاقی نیستی با یاس نسبتی نداری وهم جنس باران نیستی.تمام دردهای ناعلاج من با وجود مقدس تو درمان گرفت.ای سحرآفرین!ای که جادوی نگاهت راه مرگ را به رویم بست.من زیباترین کلمات را در گلدان کاشته ام که روزی به تو تقدیم کنم پس به یاد من باش و فراموشم نکن........

|+| نوشته شده توسط گل یاس در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:54 |
ياس
 

  آنكه دائم هوس سوختن ما مي كرد   كاش مي آمد و از دور تماشا مي كرد

********************************************************

 

عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه 3دقيقه خنده 3 ساعت صفا 3 روز آشنايي 3 هفته وفاداري 3 سال انتظار 30 سال پشيموني .

*****************************************************************

اي شمع آهسته بسوز كه شب دراز است،اي اشك آهسته بريز كه غم زيادست

 

*******************************************************************

 

گفتي بمون با من بمون،گفتم مي مونم؛گفتي با دل تنگي بخون،گفتم مي خونم؛گفتم كه مست و عاشقم،ديوونه ي تو،هر شب خرابم گوشه ي مي خونه ي تو؛

گفتي كه دستمو بگير گفتم ميگيرم؛گفتي از عشقم بمير گفتم ميميرم،گفتم و گريه كردم و پاي تو ساختم اين دل ِ سر به راه و آسون به تو باختم؛چرا با اين كه مي دونم خطا كرده هنوزم دلگرم اميدم كه برگرده.

********************************************************************

 

A real friend is one whe walks in

When the rest of the walks out    

 

يه دوست واقعي اوني هستش كه وقتي مياد كه تموم دنيا از پيشت رفتن

 

*********************************************

وقتي يه بار از يه نفر ضربه مي خوري،درست مثل اين مي مونه كه با ماشين بهت زده وداغونت كرده؛ولي وقتي مي بخشيش،درست مثل اين مي مونه كه بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره ودوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده

 

 

|+| نوشته شده توسط گل یاس در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 11:42 |
رفتي
 

 

 

تا هستم ای رفيق ندانی که من کيستم             

                             

                                                روزی سراغ من آييی که من نيستم

 

 تو نه عاشقی و نه حيران نه غريبی نه پريشان

 

                                                به چنين کسی چه گويم که چه روزگار دارم

 

 

 

(به تو مي گويم اي رفيق كه گذاشتي رفتي)

 

 

|+| نوشته شده توسط گل یاس در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 11:28 |
بعد برو
به كجا ميروي،صبر كن ،صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو اي كبوتر،به كجا؟قدر ديگر صبر بكن آسمان پاي پرت پير شود بعد برو اي عزيزم اگر گريه كني بغض من هم ميشكند،خنده كن بزار عشق نمك گير شود يك نفر حسرت خنده ي تو را دارد صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو خواب ديدي شبي باد صبات از راه آمد،باش اي نازنين خوابت تعبير شود بعد برو بعد برووووووووووووووو
|+| نوشته شده توسط گل یاس در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 11:14 |
مرگ
یه شب سیاه و تاریک تو یه چاله تنگ و باریک نه چداغی نه یه شمعی گریه های دسته جمعی آخه اون روز دیگه دیره چون تنم تو خاک اسیره بزارین یه لحظه دیگه عزیزم منو ببینه ببینه چه حالی دارم گرچه زیر خاکم اما هنوزم چشم انتظارم بهش بگین آرزوم سرگردنو خسته ام بهش بگین منو ببخشه که رفیق راه نبودم آخه من قسمتم این بود کخ اونو یه عمر ندیدم.مادرم آخ که چه خسته ام می بینی چشمامو بستم؟شیرتو حلال من کن منی که بالو پر شکسته ام.
|+| نوشته شده توسط گل یاس در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 18:1 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Free Theme Blog

Theme & Template